دوشنبه, 20 دی 1395 ساعت 19:10

اشتباهات رایج مدیران تازه کار(قسمت دوم)

وقتي شركت و سازماني به تازگي پايه گذاري مي شود، موانع و مشكلات زيادي پيش روي مديران و كاركنان قرار ميگيرد. از جمله اينكه مديران، تجربه زيادي ندارند و بر اين تصورند كه تنها با خريد نرم افزار هاي حسابداري يا نرم افزار هاي مديريت كيفيت شركت پگاه سيستم و استفاده مداوم از آنها در شركتشان، به موفقيت دست پيدا ميكنند. اما با دانستن اشتباهاتي كه پيش از اين رخ داده، ميتوانيد از بسياري از پيامدهاي منفي پيشگيري كنيد.

اشتباه شماره يك: من به گرفتن بازخورد از اطرافیانم نیازی ندارم: اغلب مدیران جوان و تازه کار در ابتدای کار مدیریتی شان دچار نوعی احساس ناامنی و ترس از مقام و منصب شان هستند و به همین دلیل از موضعی دفاعی و گاه پرخاشگرانه در برابر هر گونه اظهار نظر و انتقاد از عملکردشان با دیگران برخورد می کنند. به همین دلیل هم هست که به ندرت پیش می آید کارکنانی که زیر نظر یک مدیر تازه کار مشغول فعالیت هستند در مورد عملکرد او با خود او صحبت کنند، درحالی که همه می دانیم گرفتن بازخورد از دیگران تا چه اندازه می تواند به بهبود کیفیت کار مدیران کمک کند. تجربه ثابت کرده مدیری که از کارکنانش نظر می خواهد و به بازخورد کارهایش نزد آنها اهمیت می دهد می تواند به موفقیت های چشمگیری دست یابد.
اشتباه شماره دو: من نیازی به شناختن کامل همه کارکنانم ندارم: متاسفانه بعضی از مدیرانی که در سنین جوانی به مقام مدیریت دست پیدا می کنند خیلی زود خود را گم می کنند و دچار نوعی از خودشیفتگی و غرور کاذب می شوند که در نتیجه آن برای کارکنان تحت امرشان ارزش چندانی قائل نمی شوند و به اشتباه فکر می کنند که نباید وقتشان را صرف شناختن افرادشان کنند و به آنها نه به عنوان یک انسان بلکه صرفا به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف خودشان نگاه می کنند و همین نگاه ابزاری است که موجب می شود این نوع مدیران نتوانند به طور کامل از پتانسیل ها و توانمندی های کارکنانشان آگاه و بهره مند شوند. در نقطه مقابل، مدیرانی هم هستند که می توانند با درک و شناسایی درست و کامل افرادشان از تمام پتانسیل ها و توانایی های آنها در راستای پیشرفت خود، در شرکت تحت رهبری شان و البته خود آن افراد بهره ببرند.

اشتباه شماره سه: من نیازی به تدوین استراتژی های جدید ندارم: وقتی یک مدیر زمام امور را در یک شرکت موفق و پیشرو در دست می گیرد ممکن است دچار این اشتباه بزرگ شود که شرکت دیگر به تعریف و تدوین استراتژی های جدید نیازی ندارد و می توان از استراتژی های قبلی برای موفقیت های بیشتر در آینده استفاده کرد، درحالی که این یک تصمیم کاملا غلط و نابخردانه است و بر هر مدیر تازه کاری لازم است که استراتژی های جدید و هدفمندی را پس از آغاز به کارش تدوین کند.
اشتباه شماره چهار: نیازی به تفویض اختیارات نیست: گاهی اوقات مدیران تازه کار فکر می کنند خودشان یک تنه می توانند تمام تصمیمات لازم و درست را اتخاذ کنند و بنابراین به تفویض اختیارات نیازی ندارند. آنها دچار این توهم هستند که اگر اتخاذ تمام تصمیمات درست در شرکت به وسیله آنها انجام شود و به موفقیت های چشمگیر منتهی شود، تمام این پیشرفت ها به حساب خود آنها و توانایی مدیریتی شان نوشته خواهد شد، درحالی که آنها این اصل مسلم را فراموش کرده اند که موفقیت هر سازمانی مستقیم یا غیرمستقیم در سایه مدیریت درست شکل می گیرد و مدیریت آن عامل محرکه پیشرفت ها شناخته می شود. البته بخشی از بی میلی مدیران جوان برای تفویض اختیارات به بی اعتمادی شان نسبت به کارکنان شان مربوط می شود که همین محافظه کاری نابجا موجب بروز خسارات بسیاری می شود.


منبع: اقتصاد آنلاین
 

نظر دادن

ارسال نظر