چهارشنبه, 01 آذر 1396 ساعت 10:20

اين افسانه هاي فروش را فراموش كنيد

افسانه های زیادی در رابطه با ملحق شدن به یک تیم فروش شرکتی وجود دارد. حتماً می دانید و شنیده اید که بسیاری از افراد اجرایی در سطح مدیریت خواهان رسیدن به موقعیت ارشد و در رأس واحد خود، بازاریابی، فروش یا منابع انسانی و . . . هستند. اما حقیقت این است که در حوزه فروش نسبت به دیگر حوزه ها . . . فرصت های بسیار بیشتری برای فعالیت وجود دارد و البته متقاضیان بیشتری هم از انبوه فارغ التحصیلان به این سمت کشیده می شوند. با این وجود، بازهم افسانه های زیادی در رابطه با فروش وجود دارد.
این افسانه ها در کل موجب شکل گیری یک لکه ننگ برای حوزه فروش شده که خوب مانعی است برای ملحق شدن افراد متقاضی به تیم های فروش شرکتی. این مقاله، سعی در توضیح این موضوع دارد که چرا این تعداد افسانه و داستان های بی اساس در رابطه با فروش و فعالیت های مرتبط با آن وجود دارد و چرا شما باید این افسانه ها و داستان ها را نادیده بگیرید:
 

افسانه شماره 1: فروشندگی حرفه خوبی نیست
 

برخی از مردم هستند که تصور می کنند فعالیت در حوزه فروش، عملاً حرفه ای نیست که موجب متمایز شدن آن ها از دیگران شود. اما در کل باید بگویم اغلب افراد موفقی که با آن ها سروکار داشته ام، همه و همه در سابقه فعالیت های خود برای دوره به عنوان فروشنده فعالیت می کرده اند. علاوه بر آن، در شرکت های مختلف آن دسته از افرادی که بیشتر از بقیه با فرصت های رشد مواجه می شوند و پیشنهادهای بهتری برای ارتقاء شغلی دریافت می کنند، همگی از بخش فروش سازمان هستند. اگر شخصیت مناسبی برای فعالیت در حوزه فروش داشته باشید، حرفه فروش یکی از بهترین مشاغل است. اگر شخصیتی درون گرا دارید، پس می توان گفت که کاربردی درفروش ندارید. اما اگر میانه خوبی با ملاقات کردن افراد جدید دارید، آنگاه تا زمانی که فردی منظم و سازمان یافته باشید، از پس این حرفه به خوبی بر خواهید آمد، چراکه حوزه فروش بسیار متنوع است و برای هر استعدادی شغلی در آن حوزه وجود دارد.
 

افسانه شماره 2: افراد فعال در حوزه فروش صادق نیستند و از راه های انحرافی برای هدف خود استفاده می کنند
 

این افسانه درواقع پایه هایی از حقیقت دارد که البته به چندین دهه قبل برمی گردد. درواقع زمانی که اینترنت وجود نداشت، هیچ فروم آنلاینی برای تبادل نظرات مصرف کننده ها تشکیل نشده بود و البته دولت ها هم مشتری محور نبودند. در عصر کنونی، گول زدن مشتریان به شدت سخت و دشوار شده است. به حرف من اعتماد داشته باشید، امروزه فروشندگان صادق با دسترسی پیدا کردن به مشتریان نهایی حجم فروش بسیار بالایی دارند و این تا حدودی به این دلیل است که امروزه بازاریابی، فروش و برند سازی دست در دست هم پیش رفته و به هم وابسته هستند و درنتیجه فرد فروشنده نیازی به استفاده از راه و روش های فروش برای پیشبرد کار خود ندارند، هرچند که بازهم این فروشندگان هستند که باید خریداران را ترغیب به خرید کنند.
 

افسانه شماره 3: فشار و استرس موجود در حوزه فروش بسیار زیاد است
 

خوب، این افسانه می توانست درست باشد، اگر که کامپیوتری وجود نداشت، سیستم مدیریت ارتباط با مشتریان نبود یا اصلاً موبایلی برای برقراری ارتباط با مشتریان وجود خارجی نداشت. اما امروز، شما تمام این موارد را در اختیاردارید و تنها چیزی را که باید مدیریت کنید، خودتان است. اگر قادر به مدیریت خودتان نیستید، آن وقت فشار و استرس وارد بر شما بیشتر و بیشتر می شود. فروش فقط و فقط یعنی رسیدن به هدف که در اغلب موارد با برنامه ریزی صحیح قابل دستیابی است. باور کنید فروشندگان بسیاری را دیده ام که به دلیل داشتن حجم فروش برنامه ریزی شده برای آن ها در طی ماه، دو هفته آخر ماه را در منزل به استراحت می پرداختند. اما در کنار این مورد باید بدی های این شغل را در نظر داشت، اما درمجموع شاید بتوان گفت فشار و استرس کاری در حوزه های دیگر نزدیک به این حوزه مانند پژوهش عملیات و مالی شاید بیشتر از این حوزه باشد.
 

افسانه شماره 4: محصولات خوب خودشان فروش می روند، پس نیازی به فروشنده برای این دسته از محصولات وجود ندارد
 

این موضوع را در رابطه با هر برندی که دوست دارید، آزمون کنید و نتیجه را ببینید، مطمئناً شاهد شکست بدی خواهید بود. مثلاً برند اپل! آیا تصور می کنید که اپل به خودی خود و بدون وابستگی به هیچ عامل و منبعی قادر به فروش محصولات خودش است؟ مطمئناً این گونه نیست! مطمئناً افرادی که در حال تهیه و ساخت و حتی طراحی این محصول هستند، همیشه و همواره در حال فروش محصولات این برند هستند. به طور خلاصه کار و فعالیت یک فروشنده، صرفاً فقط فروش مطلق نیست. هماهنگی، برنامه ریزی انبار، مدیریت کانال و . . . همگی وظایف و فعالیت های یک فروشنده است. یک محصولات خوب و عالی همیشه نیازمند هزینه های بسیار زیاد در رابطه با تحقیق و توسعه است و برای ادامه فروش به نوآوری مستمر نیاز دارد. اما اگر فرایند منظمی برای فروش داشته باشید، همواره می توانید برای دستیابی به نقاط بالاتری درفروش برنامه ریزی کنید، به برند مربوطه انرژی مجددی بدهید و . . .
 

افسانه شماره 5: یک فروشنده جای رشد و ترقی ندارد و همیشه یک فروشنده است
 

برخی از افراد هستند که در زمان انتخاب شغل و حرفه کاری خود به هیچ وجه سراغ کارها و مشاغل مرتبط با حوزه فروش نمی روند؛ چراکه فقط و فقط تصور می کنند، پس ازاین بازگشت آن ها به دیگر مشاغل مرتبط با حوزه بازاریابی یا . . . بسیار سخت و دشوار می شود. با این وجود، من به کرات دیده ام افرادی را که در حرفه فروشندگی برای خود ارتباطات بیشتر و بهتری را نسبت به حوزه بازاریابی تشکیل داده اند و البته پس از مدتی به راحتی بر اساس خواست خودشان مجدداً به حوزه بازاریابی بازگشته اند. پس اینکه یک فروشنده لزوماً هیچ جایگاهی برای رشد ندارد و همیشه باید در حرفه فروشندگی بماند، تفکر درستی نیست. با این وجود، تا زمانی که شما اطلاعات کافی و وافی در رابطه با یک محصول خاص نداشته باشید، وارد شدن به حوزه بازاریابی در ارتباط با آن محصول خاص کاری سخت و دشوار است. درواقع، با داشتن سابقه ای در حوزه فروش، شناخت و درک بهتری از بازار و مشتری داشته و با استفاده از آن دانش بعدها رشد با بیشتری و بهتری در حوزه فروش مواجه می شوید.
مواردی که در بالا به آن ها اشاره شدند، درواقع مواردی هستند که در ذهن افراد تازه فارغ التحصیل شده همواره موانعی را برای ورود به حوزه فروش ایجاد می کنند. اما باید توجه داشت که حوزه فروش یکی از آسان ترین حوزه ها برای ورود و خارج شدن به حساب آمده، که در حین کار کردن در آن شما نه تنها عاشق آن شغل می شوید، بلکه مطالب و موارد بسیار زیادی یاد می گیرید و همین مطالب برای رشد و ترقی آینده شما بسیار مفید است. به شما کمک می کند تا در محیط های اجتماعی بهتر و بهتر صحبت کنید و در موقعیت های تصمیم گیری، تصمیماتی بسیار سازمان یافته تر اتخاذ کنید.
 

منبع: شاهکار
 

نظر دادن

ارسال نظر