شنبه, 18 فروردين 1397 10:53

داستان زندگي و كار يك مجار

 

جورج سوروس در سال 1930 در بوداپست مجارستان در خانواده ای متوسط به دنیا آمد. پدرش وکیلی با علاقه فراوان به زبان اسپرانتو بود و خانواده اش یک خانه در جزیره ای در کنار رود دانوب داشتند. آنان از زندگی مرفه در شهری با غنای فرهنگی بسیار لذت می بردند. جورج سوروس گفته بود که پدرش هرگز تصور چنین زندگی آرامی را نداشته است، زیرا او در جنگ جهانی اول به عنوان زندانی در روسیه اسیر بوده و تجربیات بسیار بزرگ و در عین حال شومی را پشت سر گذاشته است. در سال 1944 نازی ها به شهر بوداپست وارد شدند. جورج سوروس گفت پدرم بیش از اندازه آماده ورود آنان بود و دقیقا می دانست که چه کاری را باید انجام دهد. خانواده از یکدیگر جدا شدند و پدر جورج سوروس مبلغی کلان به یکی از کارمندان اداره کشاورزی پرداخت تا سرپرستی جورج سوروس را برعهده بگیرد. سورس بعدها گفت که این سرپرستی فرصت بی نظیری را برای او فراهم آورد و از وضعیت بسیار نامطلوب آن زمان نجاتش داد. جورج سوروس همچنین گفته که پایه و اساس فلسفه ذهنی او مدیون تصمیم پدرش بوده است.در ادامه با شركت پگاه سيستم همراه باشيد.

به هر ترتیب، نقشه پدرش خانواده را نجات داد. جورج سوروس خود می گوید که نخستین نشانه های توانایی مالی ام در دوران پس از جنگ با خرید و فروش طلا و جواهر و تورم های چند برابر پس از خرید نشان دادم.

درسال 1946، اتحادیه جماهیر شوروی عملیات خود را برای به دست گرفتن کنترل مجارستان آغاز کرد. در همین گیر و دار، بر اثر حمله های بسیار، جورج سوروس در مسیر شرکت در کنفرانس اسپرانتو در غرب زخمی شد. وی در سال 1947 به انگلستان مهاجرت کرد و برای شرکت راه آهن به عنوان مستخدم و باربر به کار مشغول شد و هم زمان در دانشگاه اقتصاد لندن به تحصیل پرداخت. جورج سوروس در حین تحصیل علاقه بسیاری به کارهای یکی از فیلسوف های دانشگاه به نام کارل پوپر نشان داد که حال تاثیر بسیاری در او گذاشت. وی به کارل نزدیک شد و تعداد زیادی دستنوشته های مرتبط با درس برای او نوشت و سرانجام دانشکده خود را با موضوع پایان نامه وزن و ارزش آگاهی به اتمام رساند. جورج سوروس درسال 1952 فارغ التحصیل شد، اما تلاشش برای دستیابی به مسیر فلسفه سرانجامی نداشت. و در نهایت خود را در مسیر مالی یافت. او به بانک سرمایه گذاری (سینگر اند فریدلندر) پیوست و در آنجا به خرید و فروش ارزهای گوناگون به ویژه طلا مشغول شد.

جورج سوروس در سال 1956، به ایالات متحد امریکا مهاجرت کرد. او شغلی را در رادیو شهرداری به عنوان تحلیگر بازارهای ارز به دست آورد. او تسلط ویژه ای هم بر اوراق بهادار اروپایی داشت که امریکایی ها در آن دوران از آن بی بهره بودند. استنلی دروکنمیلر در سال 1988 درباره جورج سوروس گفت: کاری که سورس 35 سال پیش انجام داد فقط در دهه گذشته در اینجا شکل گرفت. جورج سوروس خودش در این باره چنین گفت: تا اوایل دهه 1960 هیچ کس در مورد اوراق بهادار چیزی نمی دانست و من می دانم هر آنچه را به دست آورده ام نتیجه تسلطم بر شرکت های اروپایی بود.

جورج سوروس در سال 1963 به ورتهایم اندکو رفت و در سال 1963 تابعیت آمریکایی خود را گرفت. او در سال 1963 به شرکت Arnhold and S Bleichroeder که پیشتاز بخش اوراق بهادار خارجی بود، پیوست. او برای این کار بسیار مناسب بود و کارش را به درستی انجام داد و پس از مدتی به جانشینی مدیر عامل ارتقا درجه پیدا کرد. نکته جالب توجه این بود که جورج سوروس علاقه خود به فلسفه را رها نکرد و همچنان برای استادش پوپر در دانشکده اقتصاد لندن یادداشت می فرستاد.

جورج سوروس در سال 1967، بنیاد سرمایه گزاری مالی را با عنوان اولین عقاب و در سال 1969، دومین بنیاد سرمایه گزاری را با نام دومین عقاب راه اندازی کرد. او در کار خود پیشرفت بسیاری کرد و به سرعت به نقطه اوج نزدیک شد و سرانجام به جایی رسید که به کمک یکی از سرمایه گزاران جیم راجر شرکت سرمایه گزاری خود را با نام کوانتوم تاسیس کرد. او همچنان می خواست که فیلسوف باشد و شاید دیدگاه های او در مورد فلسفه فکرهای تازه را برای او به ارمغان آورد و توفیق بی نظیری که در این راستا کسب کرد او را در ردیف سرمایه گزاران جهانی قرار داد. درسال 1981 مجله اقتصادی سرمایه گزاران بین المللی درباره او گفت: اگر بیجورن بورگ در تنیس، جک نیکلاوس در گلف، فرد استر در حرکات موزون معروف هستند، جورج سوروس در مدیریت پول بی نظیر است.

 
منبع:پگاه سیستم

نظر دادن

ارسال نظر